تبليغاتX
منتظران موعود

منتظران موعود

" الهم عجل لولیک الفرج "

عوامل بی حجابی در عصر حاضر

بايسته هاي پوشش و عوامل بي حجابي :

 انسان در پناه محافظ، احساس آرامش مي كند . پوشش اسلامي نيز نگهبان زن است و به او امنيت و آرامش مي بخشد . پس هرچه اين پوشش كامل تر شود ، درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر مي رود . زحمت حجاب ، حق بيمه اي است كه زن براي تامين سلامت خود مي پردازد ؛ زيرا حجاب ، مانع جريان يافتن هواي نفس و نگاه هاي آلوده و فساد آميز به حريم پاك زنان مي شود . پوشش ، سدي بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است . جايگاه والاي زن مي طلبد كه اين گوهر آفرينش ، در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش هاي انساني اش در امان بماند . فلسفه نگهباني براي هرچيز ارزش آنهاست و هر قدر اين ارزش بالاتر باشد ، به همان نسبت براي نگه داري از آن بيشتر تلاش مي شود .

پوشيدگي زن ، نماد پرهيزگاري اوست . وقتي زن تقواي جنسي را رعايت كند و خود را بپوشاند ، وعده هاي الهي كه براي پرهيزگاران داده شده است ، درباره او نيز محقق مي شود . در واقع ، چيرگي بر هواهاي نفساني و چشم پوشي از لذت هاي حرام ، به انسان هيبت و وقار مي بخشد . به صورت ناخودآگاه ، برخورد مردان با زناني كه پوشش ناقصي دارند ، برخوردي شهواني و ابزاري است ولي برخوردشان با زنان پوشيده و با حجاب ، برخوردي همراه با احترام و تكريم قلبي است .

نوع پوشش زن ، معرف شخصيت عفيف يا هوس انگيز اوست كه موضع گيري مرد را در برابر او مشخص مي كند . تا وقتي بانوان ، خود را از ديد چشم هاي حريص مردان مي پوشانند ، درياي نفس آنها آرام است ، ولي وقتي به جلوه گري دست مي زنند ، تلاطم روحي و نابساماني رواني را براي مردان فراهم مي آورند .

پرهيز از تحريك مردان :

خداوند در آيه اي از قران مجيد ، حكم و حكمت حجاب را چنين بيان مي كند :

" اي پيامبر ! به زنان و دختران خود و به زنان مومنان بگو كه روسري هاي بلندخود را بر خويش فروافكنند كه اين كار براي اينكه آنها ( به عفت ) شناخته شوند تا از تعرسض و جسارت ( هوس رانان ) آزار نكشند ، بسيار بهتر است و خدا درحق خلق ، آمرزنده و مهربان است ."

( احزاب : 59 )

حفظ پاكدامني ، منحصر به پوشش نيست بلكه زن بايد از هرگونه رفتاري كه سبب تحريك و طمع ورزي هوس رانان مي شود ، به شدت بپرهيزد . براي نمونه ، خداوند حتي نرمش در سخن گفتن را كه سبب تحريك و گناه است ، نفي مي كند . همچنين خداوند در قرآن ، تبرّج ؛ يعني آرايش براي خودنمايي را نكوهيده و آن را به جامعه جاهلي نسبت داده و فرموده است :

" و خود را همانند زينت نمايي روزگار جاهليت پيشين ، زينت نمايي نكنيد . "

( احزاب : 33 )

در حقيقت آنچه مردان را تهييج مي كند ، سه چيز است : زيبايي ، زيور و حركت هاي اغواكننده كه در قرآن مجيد به تبرّج تعبير شده است . رفتار زن مي تواند وسيله اغوا و تهييج مرد شود ؛ يعني اگر زيبايي و زيور زني ديده شود ولي رفتار او معقول و متين باشد ، مرد اغوا نمي شود ، مگر به ندرت . به همين دليل ، نرم سخن گفتن زن ، گاهي از بي حجابي هم اغواكننده تر است . امروزه بعضي لباس ها كه مد روز نيز هستند ، حجم و انحناي بدن را چنان نمايان مي كنند كه اغواي اين پوشيدگي گاهي از برهنگي نيز بيشتر است .

تاثير حيا ، بر پوشش بانوان :

امام علي (ع) مي فرمايد : " حيا ، زيباترين جامه دنياست . " خداوند در قران مجيد ، هنگام بازگويي داستان دختران شعيب و حضرت موسي (ع) مي فرمايد : " يكي از آن دو دختر در حالي كه با حيا راه مي رفت ، آمد . "

( قصص : 25 )

در ديگر اديان نيز بر حيا تاكيد شده است : در انجيل ، كتاب مقدس مسيحيان ، آمده است : " و زنان نيز به لباس مزين به زيور حيا ، نوعي آراستگي به صفات الهي است ؛ زيرا يكي از صفات كمالي خداوند ، حياست " چنان كه امام محمد باقر (ع) مي فرمايد :

" خداوند صاحب عزت و جلال ، كريمي است كه حيا مي كند و اهل حيا را دوست دارد . "

همچنين نبي مكرم اسلام (ص ) نيز آراسته به ويژگي حيا بود ، چنان كه امام صادق (ع) مي فرمايد : " اخلاق و عادت او حيا بود . "

حضرت علي (ع) نيز فردي حيا پيشه بود . درباره ايشان آمده است : " علي ، بسيار با حيا بود . " درباره حديث ازدواج حضرت فاطمه (س) هم مي گويند :

 چون صبح شد ، پيامبر (ص) فاطمه (س) را خواند و او با حيايي آشكار ( نزد پدر ) آمد .

رفتار حضرت فاطمه (س) اگو و معيار بسيار روشني براي همه بشر به ويژه دختران جوان و مسلمان است تا زندگي سعادتمندي داشته باشند . در حقيقت ، دختران جوان با حيا و عفاف خود، گامي موثر براي بالا بردن شخصيت و ارزش خود و حفظ موقعيت خويش در برابر مردان خواهند برداشت .

حيا ، مانع افتادن انسان در دام انحراف جنسي و ضامن پاكدامني اوست . حيا ، يكي از بهترين نيروهاي كنترل كننده دروني است. حيا ، سبب سلامت رواني است . اگر به اين نداي دروني كه نشانه هماهنگي با طبيعت انساني است ، پاسخ داده نشود، تعادل انسان از ميان مي رود . همان گونه كه پاسخ ندادن به غريزه گرسنگي و تشنگي ، انسان را به سختي مي اندازد ، پاسخ ندادن به غريزه حيا نيز روابط انسان را مختل مي سازد . همچنين در پرتو حيا ، شخصيت آدمي در امان مي ماند .

حضرت علي (ع) مي فرمايد : " هركس جامه حيا را بر خود بپوشاند ، عيبش از مردم پوشيده مي ماند . "

البته ميان ادب و حيا نيز رابطه محكمي وجود دارد و بسياري از رفتارهاي مودبانه ، نمونه اي از رفتار حيامدارانه است . در بسياري از موارد ، سبب پايبندي افراد به ادب ، وجود روحيه حيا در آنهاست . انساني كه حيا دارد ، از انجام دادن كارهاي ناپسند خجالت مي كشد ، در حالي كه اگر شرم نمي كرد ، ممكن بود آنها را انجام دهد . از اين رو ، حيا در آراسته شدن انسان به ادب نيز نقش به سزايي دارد . پيامبر اعظم (ص) مي فرمايد :

" آن چه از حيا ريشه مي گيرد ، عبارت است از : نرمش ؛ مهرباني ؛ در نظر داشتن خدا در آشكار و نهان ؛ سلامت ؛ دوري كردن از بدي ؛ خوش رويي ؛ گذشت و بخشندگي و پيروزي و خوش نامي ميان مردم . اين ها فايده هايي است كه خردمند ، از حيا مي برد ."

بي حيايي زن را با همه ارزش والاي ذاتي اش ، ابزاري براي سودجويان مي سازد و غرور زنانه شان را كه بخش جداناشدني از شخصيت زنانگي آنان است خواهد شكست .

مي توان مهم ترين عوامل بي حجابي را در محورهاي زير جست و جو كرد :

1-   ضعف ايمان : كساني كه در اعتقاد به خداوند و ضرورت دستورات ديني ترديد دارند و قلب آنها در ايمان به خداوند و محاسبه روز جزا ، به مقام اطمينان نرسيده است ، در عمل به دستورات الهي نيز تسامح مي ورزند . اين افراد كه به ضرورت حجاب – آن گونه كه بايد وشايد – پي نبرده اند ، در پايبندي به آن نيز از خود ضعف و سستي نشان مي دهند

2-   هوس راني : برخي زنان براي اقناع ميل به خودنمايي ، به تنوع پوشش ، آرايش و زينت بسيار اهميت مي دهند و بهترين اوقات خود را به حضور در محيط هاي تجارتي و تفريحي و مهماني هاي مفسده انگيز مي گذرانند . اين دسته از بانوان ، بدون تفكرو تعقل و مانند اشياي بي اراده به كارهايي دست مي زنند كه هيچ گونه فايده اي براي آنها ندارد و از اين رهگذر ، آسيب هاي جدي متوجه آنان مي شود .

3-   جلب توجه ديگران : آدمي مي خواهد در جامعه ، جايگاه ويژه اي داشته باشد كه چنين جايگاهي گاه بصورت حقيقي و گاه بصورت مجازي و كاذب به دست مي آيد . جايگاه حقيقي را با دانش و فضايل اخلاقي مي توان به دست آورد ، ولي برخي زنان كه از چنين ارزش هايي محروم هستند ، با نمايش زيبايي ها و جاذبه هاي طبيعي زنانگي خود به دنبال جلب توجه ديگران هستند و مي كوشند كمبودهاي كمالي خود را از اين راه جبران كنند ، غافل از اينكه بي حجابي ، تنها توجه بيماردلان را به زن جلب مي كندكه خود كمترين اعتباري ندارند .

4-   دگرآزاري : بعضي از زنان كه عقده دگرآزاري دارند ، با خودآرايي مي كوشند تمايلات مردان را برانگيزند ، ولي بي پاسخ بگذارند . اين حركت ، مردان را حريص مي سازد و در مقابل ، زنان ساديسمي از اين حركت خود لذت مي برند .

5-   غرب زدگي : يكي از مشكلات ديرينه جوامع اسلامي ، پيروي كوركورانه وبدون تفكر و تحليل آنان از غرب است . آن ها توجه ندارند كه اگر غرب به ارزش هاي انساني زن مي انديشيد ، هرگز به برهنگي و استفاده ابزاري از او فكر نمي كرد . او را به عنوان موجودي معرفي نمي كرد كه مي تواند مرد را ارضا كند و اگر نتواند از عهده اين وظيفه برآيد ، به سرعت مطرود شود . از اين رو ، زن براي ايفاي نقش ياد شده و حفظ بقاي خود ، باقدرت تمام ، به آرايش و خودنمايي سرگرم شده است تا توجه مردان را به سوي خود جلب كند . زنان با اين گرايش ، به گونه اي سردرگم شده اند چرا كه خود به دنبال شكارچيان خويش مي دوند تا طعمه آنان گردند . اين در حالي است كه زن مسلمان ، ارزشمند تر و والاتر از آن است كه به دنبال سلوك غربي باشد و از زن غربي ، كه از ماهيت انساني خود تهي شده است ، الگوبرداري كند .

6-   پل زدن به ازدواج : برخي دختران ، بدلباسي و خودنمايي خود را پلي براي رسيدن به ازدواج مي پندارند . آنان گمان مي كنند با بيرون ريختن مو از زير روسري ، پوشيدن لباس هاي زننده ، آرايش هاي ناپسند و نشان دادن زيبايي هاي زنانه خود مي توانند جوانان را به خود جذب كنند . اينان از اين نكته غافلند كه جوانان با همه اقبال و خوش رويي هايي كه با ايشان داشته باشند ، در پي ازدواج با آنان نخواهند بود . غالب جوانان در پي آنند كه دختري را براي همسري خود برگزينند كه طرح دوستي با جوان ديگري را در پرونده خود نداشته باشد . جوانان بي تقوا ، از دختران خود نما ، براي لذت هاي زودگذر استقبال مي كنند . در حقيقت ، اين دختران در چشم ها جاي دارند ، نه در دل ها . بنابراين ، بدحجابي و ظاهرسازي ، چشم انداز مناسبي براي ازدواج نيست و اگر هم ازدواجي به خاطر جاذبه هاي جنسي صورت پذيرد، بنيان محكمي نخواهد داشت .

7-   فخر فروشي : يكي ديگر از ريشه هاي خودنمايي ، فخرفروشي است . بعضي از زنان دوست دارند ديگران ، رفاه مالي آنان را ببينند . بدين منظور ، لباس هاي فاخر مي پوشند و ارزش خود را در طلا و جواهرات مي جويند . اينان از اين جديدترين و شيك ترين لباس ها و جواهرات بهره مي گيرند و مي كوشند تا خود را برتر از ديگران نشان دهند و اندوخته هاي مالي خود را به رخ ديگران بكشند و به اين عمل افتخار مي كنند . نخوت ، غرور و فخرفروشي ، در رفتار آنان موج مي زند و براي خود جايگاه ويژه اي قائلند . زنان و دختران ، اگر در دايره عقل و شرع حركت نكنند ، طبيعت آنان خواهان ظاهرسازي و جلوه گري جسماني است .

8-   تبليغات استعماري:  زنان ، توان اثرگذاري بالايي دارند و استعمارگران نيز از اين نكته ، بيشترين بهره برداري را مي كنند . اقبال لاهوري ، درباره آگاه شدن زنان از فريب هاي تبليغاتي استعمار گفته است . استعمار ، براي رواج فرهنگ برهنگي از راه كارهاي گوناگوني بهره مي برد كه در اين ميان ، زن مسلمان بايد با هشياري كامل ، خود را از دام صيادان عفاف به دور دارد . عده اي اززنان فريب خورده ، در راه ترويج مدهاي مبتذل در جامعه اسلامي ، به مهره بي مزد و مواجب استعمار تبديل شده اند . اينان در حقيقت ، سربازان تهاجم فرهنگي غرب اند كه مشكلات گوناگوني مانند : نابساماني روحي و خانوادگي ، پايبند نبودن به ارزش هاي ديني و فقر و ناداري ، آنان را به اين روز انداخته است .

9-   وسوسه هاي شيطاني : شيطان با همه ارزش هاي الهي مخالف است و از گسترش گناهان و زشتي ها استقبال مي كند و در اين رانه ، از هر ابزاري بهره مي گيرد . شيطان با بررسي روحيه افراد ، باورهاي انحرافي اش را به شيوه هاي گوناگون عقيدتي ، اخلاقي ، سياسي ، اقتصادي يا اجتماعي ، به آنان القا مي كند . بايد دانست گناهان كليدي ، نزد شيطان ، اولويت دارند ؛ زيرا اين نوع زشتي ها سبب اشاعه گناهان مي گردد . شيطان از يك طرف دريافته است كه صلاح و فساد اجتماع نقش چشم گيري دارد و از طرف ديگر ، مي داند كه زنان به خودنمايي نزد ديگران علاقه مندند و اين خودنمايي هم چنان در اين ماموريت خود موفق عمل كرده است كه برخي زنان باور كرده اند چنين معصيت هاي آشكاري ، شاخص روشن فكري و نشانه پيشرفت است . هركسي با كمي تامل و درنگ ، به سرعت در مي يابد كه هوس راني نه تنها نشانه روشن فكري و متمدن بودن نيست ، بلكه قلب را تاريك و عقل را ضعيف مي سازد و جز از وسوسه هاي شيطان و نفس اماره برنمي خيزد .بي حجابي ، نتيجه متمدن بودن نيست ، بلكه در غرايز جنسي و ضعف باورهاي ديني ريشه دارد .

10- سرزنش ديگران : يكي از ريشه هاي بي حجابي ، سرزنش هم كلاسي ها ، دوستان و آشنايان و گاهي هم اعضاي خانواده است . بسياري از بانوان با برخورداري از سلامت نفس ، مي خواهند حجابي ديني و كامل داشته باشند ، ولي راهزنان پوشش به آنها شبيخون مي زنند و زبان به سرزنش مي گشايند كه چرا خود را محصور كرده اي و آزادي را از خود سلب نموده اي . گاهي هم اين سرزنش ها از سوي مردان است كه براي رسيدن به لذت هاي نامشروع خود چنين مي كنند .

11- مد گرايي : انسان مدگرا مي كوشد ، همواره از تازه هاي لباس و آرايش آگاه شود وبه هر قيمتي از آن ها بهره گيرد . مدگرايي كوركورانه ، نتيجه غلبه شهوت و تنوع طلبي افراطي بر روح انسان است . شهوت لباس ، زنان و دختران و افراد مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است . مدسازان پشت پرده كه با بهره گيري از پژوهش هاي گسترده روان شناسي به طرح مدل هاي جديد مي پردازند ، با طرح مدل هاي تحريك آميز كفش ، لباس و آرايش زنان ، مقلدان بي اراده را اغفال مي كنند .

      يكي ديگر از ريشه هاي خودنمايي و بي حجابي ، تقليد ناموجه از زنان و دختراني است كه بنا به دلايكي از تقواي پوششي دور مانده اند . دليل چنين تقليدي را بايد در ناآگاهي ، ساده لوحي ، هم رنگي با دوستان ، چشم و هم چشمي ، فريب

خوردن و امثال آن ها جست و جو كرد . چنين افرادي بدون كمترين تفكر ، عاقبت انديشي و بررسي ماهيت پي آمد حكم شرعي رفتار خود ، از ديگران تقليد مي كنند . اگر آدمي ، براساس مصالح واقع بينانه و منافع همه جانبه خودتصميم بگيرد ، در چنين گردابي نخواهد افتاد.

12- ضعف غيرت : سست غيرتي سرپرست خانواده در گرايش به بي حجاي و سستي حيا و عفت زنان و دختران نقش بسزايي دارد . اين روحيه منفي گاهي سبب مي گردد وي با برخي توجيه هاي نفساني ، بر بي حجابي و جلوه گري ناموس خود اصرار ورزد و چه بسا به آن جا رسد كه به نمايش زيبايي ها و لباس هاي فاخر و زينت هاي گران بهاي او بر ديگران فخركند. برخوردهاي چنين كسي با ادعاي انسانيت و مردانگي او در تضاد است .

13- عدم نظارت سياست گذاران فرهنگي : يكي از وظيفه هاي مهم مسئولان فرهنگي كشور ، نظارت بر موسسه هاي توليد پوشاك است كه بسياري از آنها به مراكز مدسازي و دوخت لباس مبتذل تبديل شده اند . اين لباس هاي غيرمعمول و غيرشرعي توليد مي كنند و حتي لباس هاي كودكان و نوجوانان نيز از مدسازي اينان درامان نمانده است . نظارت بر فرآورده هاي فرهنگي ، از توليد و نمايش فيلم وتبديل رفتار بازيگران از تبديل شدن تلويزيون و سينماي كشور به صحنه ترويج مدهاي غربي جلوگيري مي كند . به اين نكته هم بايد اشاره كرد كه براساس قوانين جمهوري اسلامي ، خانم هايي كه حجاب شرعي را رعايت نمي كنند ، متخلف اند و كيفر خاصي براي اين وضعيت در نظر گرفته شده است . با اين حال ، از تصويب صريح ، جامع و متقن قوانين پوشش ديني كه از ضروريات دين اسلام به شمار مي رود ، خبري نيست و خلا آن بيش از پيش احساس مي شود . دستگاه هاي اجرايي نيز در برخورد با پوشش هاي غيراسلامي و طراحي مد ، سردرگم هستند و بيشتر اوقات ، با بي اعتنايي از كنار اين مسئله مي گذرند .

14- خانواده سهل انگار : خانواده هايي كه از آموزه هاي ديني فاصله مي گيرند ، در برزخ ميان عمل به آموزه هاي دين يا تن دادن به خواسته هاي نفساني خود قرار مي گيرند . عقايد آنها رنگ مذهبي دارد ، ولي حقيقت ديني ندارد ؛ زيرا دين را در محدوده اي مي پذيرند كه با باورهاي غيرديني آنها تضاد نداشته باشد . دين ، لقلقه زبان اينان است و در صورت روبه رو شدن با كمترين سختي يا تضاد آموزه هاي دين با تمايلاتشان ، به راحتي از دين چشم پوشي مي كنند . فرزندان چنين خانواده هايي به فرهنگ تسامح در برابر دين خو مي گيرند و به تدريج به سوي بي حجابي گام برمي دارند .

15-  ضعف حيا : پوشش و حيا ، تفكيك ناپذيرند . تا جلوه اي از حيا در زني وجود نداشته باشد ، پوشش را هم با جديت مراعات نخواهد كرد . زنان با حيا كساني هستند كه از نمايش بدن ، موي سر و زينت هاي خود شرم دارند . پيامبر اكرم (ص) فرموده است : " خدا ، حيا و پوشيدگي بندگانش را دوست دارد ." بي حيايي زنان و دختران جوان ، بيشتر در هم نشيني با دوستان بي حيا ، تماشاي فيلم هاي مبتذل ، بي توجهي به ارزش والاي عفت و حيا ، ضدارزش ندانستن بي شرمي ، فرهنگ نامناسب خانوادگي و بي قيد و بندي پدر و مادر ريشه دارد .

 مسائل اخلاقي و تربيتي ، از ظرافت خاصي برخوردار است و از پايين ترين دوره سني شكل مي گيرند . اشتباه است كه به مسائل تربيتي مربوط به شرم و حياي دختران ، تا نه سالگي توجه نشود . آن گاه با فرارسيدن زمان تكليف از آنها خواسته شود تا يك باره در درون خود انقلاب برپاكنند . امور تربيتي ، حقايقي هستند كه بايد به تدريج شكل گيرند . حجاب نيز يك فرهنگ است و بايد به تدريج و در گذر زمان ، در روح و جان آدمي نهادينه شود . صفت ارزشمند حيا ، ارزشي بزرگ به زن مي بخشد و بي حيايي ، او را از مقام انسانيت به زير خواهد كشيد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/06ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط رهرو  | 

ظهور حضرت مهدي (عج) در انتخاب ماست

 

آينده بشر يا پايان تاريخ از سوال هايي به شمار مي رود كه ذهن بشر را به خود مشغول كرده است . انديشه ورزان با هر انديشه و گرايشي تلاش كرده اند به اين سوال پاسخ بدهند . آنان آينده بشر را روشن ، توام با صلح و صفا ، آرامش و امنيت ، گسترش عدالت و ... مي دانند كه آن را در قالب مدينه فاضله ، آرمان شهر ، شهر سالم ، اورشليم ، اوتوپيا و ... بيان كرده اند . گرچه آنان به چگونگي تحقق آن متفاوت مي نگرند ، عده اي تحقق اين ايده را خارج از اختيار بشر و نتيجه جبر تاريخي دانسته اند و عده اي آن را امري اختياري شمرده اند و به راه اندازي جنگ تمدن ها براي تحقق آن معتقدند .

مهدويت گرچه ميان همه فرقه هاي اسلامي مشترك است ، در انديشه شيعه بسيار پررنگ مطرح شده است ، به گونه اي كه انتظار مهدي (عج) از عقايد اساسي و شاخصه هاي شناخت شيعه تلقي شده است .

از مسائل مهم مهدويت ، تاثير انسان ها در تحقق آن است .

مباني قرآني اختياري بودن ظهور :

آيات فراواني در قرآن وجود دارد كه مي توان از آنها براي مقصود استدلال كرد . اين نوع آيات در چند محور بررسي مي شود :

1-     آياتي كه تغيير سرنوشت انسان را تنها با تلاش خود او دانسته اند . براي مثال :

" اِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّي يُغَيِّروا ما بِاَنفُسِهِم : خداوند سرنوشت هيچ قوم ( و ملتي ) را تغيير نمي دهد ، مگر آن كه آنان آن چه را در خودشان است تغيير دهند ! "

در توضيح اين آيه بايد گفت در جامعه بشري هرنوع تلاشي از هركس ، به گونه اي در سرنوشت همه تاثير مي گذارد . از طرفي در انديشه ديني به خصوص اسلام ، هر انسان مسلماني نه تنها درباره رفتاري كه از خودش سر مي زند مسئول است ، بلكه درباره رفتاري كه از ديگران نيز در جامعه سر مي زند ، مسئول است . از طرف ديگر ، در انديشه ديني امكانات موجود در جهان امانتي در اختيار انسان است ، به گونه اي كه اسراف و تبذير نكند و حفاظت از آنها را نيز بپذيرد .

 امام علي (ع) اين واقعيت ها را چنين بيان مي نمايد :

" تقواي خدا را در حق بندگان خدا و شهرهاي او رعايت كنيد ؛ زيرا بدون ترديد شما مسئوليد ، حتي از سرزمين ها و حيوانات . از خدا اطاعت كنيد و از او نافرماني نكنيد واگر خيري ديديد آن را بگيريد و اگر شري ديديد از آن روي برتابيد . "

( خطيه 167 نهج البلاغه )

چگونه ممكن است كه انسان مسلمان درباره همه چيز مسئول باشد ، ولي از كنار آنها بي توجه بگذرد . بر اين اساس ، در اسلام وظيفه همگاني و مهم امر به معروف و نهي از منكر واجب شده است . امر به معروف و نهي از منكر چيزي جز دخالت در رفتار و كردار ديگران نيست . از آن رو كه رفتار و كردار ديگران در زندگي هركس اثر دارد و با توجه به نقش امربه معروف و نهي ازمنكر در تامين سعادت جامعه ، امام علي (ع) آن دو را برتر از جهاد و تمام كارهاي خير دانسته و فرموده است :

تمام كارهاي خير و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر همانند دميدني است در درياي مواج پهناور .

( حكمت 374 نهج البلاغه )

باتوجه به تاثير مهم و جايگاه عظيم امربه معروف و نهي از منكر دربرابر واجبات الهي ، امام علي (ع) در وصيت نامه خود مي فرمايد :

" امربه معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد كه در آن صورت ، اشرار شما قدرت را به دست مي گيرند . آن گاه هر چه عليه آنان دعا كنيد ، مستجاب نخواهد شد . "

( نامه 47 نهج البلاغه )

بنابراين با توجه به وظايف ديني كه انسان مسلمان درباره جامعه و ديگران دارد ، نمي توان به آن چه در جامعه اتفاق مي افتد ، بي توجهي كرد . بر اين اساس ، ايجاد تحول در جامعه در اختيار انسان است و تا اين تحول را ايجاد نكند ، هيچ چيز حاصل نخواهدشد .

بنابر روايات نيز تحول آسايش و نعمت ، به بدبختي و گرفتاري ، معلول عمل كرد انسان معرفي شده است .

امام باقر (ع) ذيل آيه مي فرمايند :

" از مقدرات قطعي خداوند اين است كه هرگاه نعمتي به بنده اي دهد ، آن را از او نگيرد ، مگر اين كه گناهي انجام دهد كه به موجب آن ، نعمت از او سلب گردد . "

(فيض كاشاني ، الصافي ،ج 1 ، ص 866 )

بنابراين اگر تحولي درزندگي بشر بخواهد اتفاق افتد و ظلم و ستمي از بين رود و عدالت جانشين آن گردد ، بايد انسان ها قيام كنند تا آن تحول ايجاد شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/26ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

سالك حقيقي كيست ؟؟؟

سالك حقيقي كيست ؟؟؟؟؟؟

قدري راجع به مرحوم خواجه نصيرالدين طوسي بدانيم !

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/05ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

سیر و سلوک

سالك حقيقي كيست ؟؟؟

آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس چیست ؟؟؟

اصلا برای شروع تهذیب نفس از کجا باید شروع کرد ؟؟؟

لطفا ادامه مطلب را ملاحظه نمایید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

مناجات

خدايا جهد و كوشش ما را در راه خودت و همت مان را در طاعت خودت قرار ده

و نيتهاى ما را در مورد كارهايى كه برايت انجام می دهيم خالص گردان

زيرا ما با تو و از آن توئيم و وسيله اى به درگاهت نداريم جز خودت

خدايا مرا از برگزيدگان نيكوكار قرارم ده و به شايستگان نيك رفتارم ملحق كن آنان كه به كارهاى نيك پيشى جسته و به سوى خيرات شتابان بوده و براى باقيات الصالحات كار مى كنند و برای رسيدن به درجات عالى و بلند كوشايند


خدايا ما را در كشتى هاى نجاتت جاى ده و از لذت مناجاتت بهره مند ساز
و پراكنده ساز از پيش ديدگان ما ابرهاى شك و شبهه را

و بردار از دلهاى ما پرده هاى ترديد و تاريكى را

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

چگونه می توان احساس خوشبختی کرد ؟

چگونه احساس خوشبختي كنيم ؟

چرا برخي افراد هميشه شاد و خوشبخت به نظر مي رسند و بعضي ديگر چنين نيستند ؟ آيا اين مسئله به شرايط زندگي مربوط است ؟ آيا افراد به اين دليل احساس خوشبختي مي كنند كه شرايط زندگيشان بهتر است يا خوش شانس ترند يا اينكه نگراني و ناراحتي زيادي در زندگي ندارند ؟

آيا اين مسئله به طبع و ذات و شخصيت انسان بستگي دارد ؟ يعني ممكن است برخي افراد به طور ژنتيكي آن قدر سرزنده باشند كه در هر شرايطي احساس خوشبختي كنند ؟

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

سوال های جالب و جوابهای جالبتر

به نظر شما  !!!!

چرا بعضي ها از قيامت مي ترسند و بعضي ها نه ؟

چه كنيم كه روياي صادقه ببينيم ؟

 براساس تحقيقات زيست شناسي سلول هاي بدن انسان هر هفت سال ، يك بار عوض مي شود ؛ به طوري كه مي توان گفت يك انسان هفتاد ساله ، ده بار بدنش عوض مي شود ، حال اين سوال مطرح مي شود كه روز قيامت كدام يك از اين بدن ها برانگيخته مي شود و به صحنه ي قيامت مي آيد ؟

 برای یافتن پاسخ روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

دل نوشته

دل نوشته

به چشمانم قول داده ام وقتي تو آمدي آنها را به تماشاي تو بياورم

اي معتكف نشين بيابان نشين بيا كه هنوز هم در شرشر رودها ، نغمه هاي خدا خدا در انتظار ظهور تو به گوش مي رسد

بيا كه بهار سخت مشتاق توست

مي دانم مي آيي و آن روز دفتر انتظار ورق خواهد خورد و واژه فراق در بايگاني تاريخ انتظار ما به فراموشي سپرده خواهد شد .

وقتي هرچه ديدم در ميان ظلمت تاريك شب ، تنهايي بود و تنهايي ، به ياد دستانت افتادم دستانت كه هميشه براي آنهايي كه تنهايند ريسمان محكمي است

به ياد چشمانت گريستم چشماني كه هميشه و در هر لحظه براي دانه دانه تسبيح كه از هم مي پاشد مي گريد ، چشماني كه تا به صبح براي آنهايي كه حتي نام تو را تبرك زبانشان نكرده اند اشك مي ريزد 

تو اي ناخداي آخرين كشتي نجات ، هميشه براي قلبهاي غرق شده و مغرورمان توري از جنس نور مي بافتي ما هميشه در فرياد هاي الغوث الامان خويش ، دنبال تور نجاتي از ناخداي ناكجاآباد بوديم

هزار بار گفتي اين راهها كه مي رويد به تاريكستان ختم مي شود اما مگر ما گوش دلمان به اين حرفها بدهكار بود .

مي نشستيم بر سكوي انتظار و منتظر قطاري بوديم براي رسيدن به نرسيدن هايمان كه شنيديم صداي نجواي قشنگت را ، نجواي مهربان تر از مهرباني هاي بابا را براي يتيم ماندنمان

اما افسوس !!

 كه عروسكهاي كوچك دنيايي تمام صفحه دلمان را از اميد به ديدار پدري مهربان پاك كرده بود از همين جا از پشت پنجره هاي بسته و با دلي شكسته تمام دردهايم را و تنهايي هايم را برايت مي فرستم

تا تو اي ارحم الراحمين مخلوقين برايم نسخه اي از جنس نور بپيچي و

مرا بي هيچ درد و رنج براي خودت و دركنار خودت بپذيري .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

جامعه پذیرای حضرت ولی عصر (ارواحناله الفدا)

منویات مقام معظم رهبری

جامعه پذیرای مهدی(عج)

وقتی نتوانستند این عقیده مهدویت را از مردم بگیرند سعی میکنند آن را در ذهنهای مردم خراب کنند.چگونه؟به این صورت که بگویند آقا می آید و همه کارها را درست می کند!این خراب کردن عقیده است این تبدیل کردن موتور محرکی به یک چوب لای چرخ است .تبدیل یک دارو مقوی ،به یک دارو مخدر و خواب آور است. خود آقا میآید و انجام می دهد یعنی چه؟امروز تکلیف شما چیست؟شما امروز باید چه بکنی؟شما باید زمینه را اماده بکنی،تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده اقدام بکند.از صفر که نمیشود شروع بکند!جامعه ای میتواند پذیرای مهدی موعود(عج)باشد که در او آمادگی و قابلیت باشد.

والا مثل انبیائ و اولیائ طول تاریخ میشود.

                ( دیدار با اقشار مختلف مردم   نیمه شعبان  25/9/76)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط رهرو  | 

تشرف به مجضر آقا امام زمان (عج)

تشرف به محضر آقا امام زمان (عج)

-   زيارت مخلصانه كنيم

در قديم، ساختمان مسجد جمكران در قم آن قدر وسعت نداشت كه جمعيت زيادي در آن جمع شود. علاوه راه ماشين خوبي هم نداشت كه مردم به سهولت بتوانند به آنجا بروند. لذا مسجد جمكران تنها براي چند نفر عاشقان پر حرارت آن حضرت باقي مي ماند كه آنها به هر نحوي كه ممكن بود شبهاي جمعه خود را به آن جا مي رساندند، ولي بقيه شبها مسجد خالي بود كه طبعاً درش را خادم مسجد مي بست و مي رفت. پير زن با صفايي كه شايد مكرر خدمت حضرت ولي عصر (عج) در خواب و بيداري رسيده بود، پس از آن كه مسجد را توسعه داده بودند، شب جمعه اي به مسجد جمكران مي رود و صدها بلكه هزارها نفر را مي بيند كه در مسجد و اطاق ها و حتي در فضاي باز اطراف مسجد براي عبادت و توسل به آن حضرت جمع شده اند و همه نسبت به آن حضرت عرض ارادت مي كنند. خودش مي گفت: من وقتي اين جمعيت را ديدم و با جمعيت قبل از توسعه مسجد مقايسه كردم، خيلي خوشحال شدم كه بحمدالله مردم اطراف مولايم حضرت حجه بن الحسن جمع شده اند و به آن حضرت اظهار علاقه مي كنند با اين خوشحالي وارد مسجد شدم و اعمال مسجد را انجام دادم و سپس زيارت آل ياسين را خواندم و مقداري با زبان خودم با آن حضرت حرف زدم. ضمنا به آن وجود مقدس عرض كردم : آقاي خيلي خوشحالم كه مردم ، زياد به شما علاقه پيدا كرده اند و شبها جمعيت زيادي به دور مسجد جمع مي شوند و به شما اظهار علاقه مي كنند. سپس از مسجد بيرون آمدم و غذاي مختصري از همان غذاهايي كه در مسجد به همه مي دادند خوردم و به يكي از حجرات مسجد كه قبلا براي استراحت آن را آماده كرده بودم رفتم و خوابيدم. در عالم خواب و يا در عالم معني ديدم حضرت بقيه الله به مسجد جمكران تشريف آورده اند و در ميان مردم راه مي روند، ولي كسي به آن حضرت توجهي نمي كند. من از اطاقم بيرون دويدم و سلام كردم. آقا با كمال ملاطفت جواب فرمودند. كلماتم را كه در بيداري خدمتشان عرض كرده بودم، تكرار كردم و گفتم: آقاي جان قربان خاك پاي شما گردم، خوشحالم كه بحمدالله مردم به شما علاقه و محبت زيادي پيدا كرده اند و به اينجا اين همه جمعيت براي شما آمده اند. آن حضرت آهي كشيدند و فرمودند: همه اينها براي من به اينجا نيامده اند. بيا با هم برويم و از آنها سئوال كنيم چرا به اين جا آمده اند. گفتم : قربانتان گردم در خدمتتان هستم. در همان عالم خواب در خدمت حضرت ولي عصر (عج)  به ميان جمعيت آمديم، آن حضرت از يك يك مردم سئوال مي فرمودند: شما چرا اينجا آمده ايد؟

يكي مي گفت: آقا مريضي دارم كه دكترها جوابش گفته اند

ديگري مي گفت: مستاجرم، خانه ملكي مي خواهم

سومي مي گفت: مقروضم، فشار طلبكار مرا به در خانه شما دوانده است

چهارمي از دست شوهرش مي ناليد و پنجمي از دست زنش شكايت داشت و بالاخره هر يك حاجتي داشتند كه در واقع خودخواهي و حب نفس، آنها را وادار كرده بود كه به اينجا بيايند.

حضرت فرمودند: فلاني ديدي! اينها براي من به اينجا نيامده اند. اينها تازه افراد خوب اين جمعيت هستند كه به من اعتقاد دارند و حاجتشان را از من مي خواهند و مرا واسطه فيض مي دانند و اگر از اينها بگذريم جمع زيادي هستند كه تنها براي تفريح به اينجا آمده اند. حتي بعضي از اينها يقين به وجود من ندارند. سپس همان حال ديدم يك نفر در قسمتي از اين مسجد نشسته كه او براي آقا ولي عصر آمده است. حضرت فرمودند: بيا تا احوال او را هم بپرسيم. در خدمت آقا در همان عالم خواب نزد سيد معممي كه فكر مي كنم از علما بود رفتم. او زانوهايش را در بغل گرفته بود و در گوشه اي نشسته بود و چشمش به اطراف مي گرديد. دنبال گمشده اش مي گشت، وقتي چشمش به آقا افتاد از جا پريد و به دست و پاي آقا افتاد و گفت : پدر و مادر و جانم به قربانتان كجا بوديد كه به انتظارتان نزديك بود، قالب تهي كنم.

حضرت دست او را گرفتند و او به دست آن حضرت بوسه مي زد و گريه مي كرد، آقا از او سئوال كردند كه شما چرا اينجا آمده ايد او چيزي نگفت و بر شدت گريه اش افزود. حضرت دوباره سئوالشان را تكرار كردند. او گفت : آقا من كي از شما و غير وصل شما را خواسته ام؟ من شما را مي خواهم ! بهشتم شمائيد دنيا و آخرتم شمائيد، من يك لحظه ملاقات شما را به ماسوي الله نمي دهم

جان چه باشد كه نثار قدم دوست كنم

اين متاعي است كه هر بي سر و پايي دارد

آقا رو به من كردند و فرمودند: مثل اين شخص كه فقط براي من به اينجا آمده باشد چند نفري بيشتر نيستند كه آنها هم به مقصد مي رسند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/16ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط رهرو  |